حقوق حیوانات

امروز صبح یکی از ببرهایی که از روسیه آمده بود، در باغ وحش ارم مرد. آنهایی که از نزدیک شاهد مرگ ببر بودند می‌گفتند که ببر بیچاره از چند روز قبل بر اثر بیماری تنفسی حال خوشی نداشت. 

اردیبهشت ماه که دو ببر سیبری با حضور جمع زیاد خبرنگاران وارد باغ وحش ارم تهران شد، شاید سوال خیلی از متخصصان این بود که آیا سازمان حفاظت محیط زیست قصد دارد با دو ببر «سیبری» نسل ببر مازندران را احیا کند؟ 

حالا بعد از گذشت بیشتر از هفت ماه، ببر نر (که جوانتر از ببر ماده بود) مرده است و ببر سیبری ماده تنها مانده است. 

خوب به یاد دارم روزی را که رئیس سازمان حفاظت محیط زیست در چشم‌های من نگاه کرد و گفت «روس‌ها هر دو ببر را از طبیعت زنده‌گیری کرده‌اند و هیچ کدام باغ وحشی نیستند.» او حتی گفت: «ببر ماده چهار ماهه آبستن است و تا کمتر از یک ماه دیگر توله ببر خواهیم داشت»؛ و البته این هم بماند که طول مدت آبستنی ببرها فقط 100 روز است! 

اما همان روز رفتار ببر نر نشان می‌داد که با حضور انسان در نزدیکی‌اش چندان بیگانه نیست. چرا که به محض ورود به قفس و با وجود جمع زیادی از عکاسانی که با فلاش‌های متعدد از آن عکس می‌گرفتند، هیچ واکنشی نشان نداد. به محض ورود، کاملا ساکت و بی سروصدا، چهار گوشه قفس را بو کرد، نگاهی گذرا به عکاسانی که لنزهایشان را به قفسش چسبانده بودند انداخت و برای خودش چرخی زد. هیچ حالتی از عصبی بودن در چهره‌اش دیده نمی‌شد و همان موقع می‌شد مطمئن بود که حداقل، ببر نر باغ وحشی است. 

از ببر ماده هم خبری نشد. گویا سرکار علیه تمایلی به خودنمایی به عکاسان نداشت!

البته چند روز بعد هم مهندس هوشنگ ضیایی که به عنوان مسئول پروژه احیای ببر مازندران معرفی شده بود به خبرنگار خبرگزاری فارس گفت که ببر ماده آبستن نیست و فقط «آماده جفتگیری است» که البته با اطلاعاتی که در اینترنت و سایت‌های تخصصی حیات وحش خواندم، دریافتم که زمان تقریبی فحلی ببرهای ماده (زمان آمادگی برای جفتگیری) با توجه به شرایط اقلیمی ایران، حدود ماه‌های آذر و دی است. 

و البته «منابع آگاه» خبر دادند که ببر نر (که دو ساله بود) در باغ وحش به دنیا آمده و ببر ماده (که چهار ساله بود) گویا در طبیعت به دنیا آمده ولی مدتی را در باغ وحش زندگی کرده است. 

همان شب، رئیس سازمان محیط زیست در یک برنامه تلویزیونی حاضر شد و با کمال افتخار گفت که «در دنیا تنها 13 کشور ببر دارند و حالا امروز ما چهاردهمین کشور دارای ببر هستیم. 

البته هیچ کس هم در بین دست اندرکاران این برنامه نبود که بپرسد چگونه چنین ادعایی می‌کنید وقتی که تقریبا تمام باغ وحش های مطرح اروپایی ببر نگه می‌دارند و خودشان جزء کشورهای دارای ببر به حساب نمی‌آورند؛ و یا اینکه چرا آمریکا با وجود تعداد بیش از سه هزار ببری که توسط مردمش در خانه‌ها نگه داری می‌شود هیچ وقت جزء کشورهای صاحب ببر به حساب نمی‌آید. هیچ کس به او نگفت که ببرهای در اسارت جزء جمعیت ببر به حساب نمی‌آیند و اگر این طور بود، جمعیت ببر در ایالات متحده بیشتر از تعداد کل ببرهای آزاد جهان است! 

چند روز بعد در یک برنامه تلویزیونی حاضر شدم و درباره ماجرای تبادل ببرهای روسی و پلنگ‌های ایرانی گفت و گوی مفصلی انجام دادم. در همان برنامه از بی‌برنامگی سازمان حفاظت محیط زیست انتقاد کردم و گفتم که این پروژه حتی یک برگ مستندات و برنامه ندارد و هنوز هیچ کس به طور رسمی به عنوان مدیر این پروژه معرفی نشده است. 

حرف‌هایم برخی را ناراحت کرد و البته از جانب همان آقایان متهم به بدبینی و جو سازی و این حرف‌ها شدم. «یک دوست عزیز» به من زنگ زد و گفت «چرا اینقدر بدبین هستی؟ از همان روز اولی که این خبر را شنیدی داری جوسازی می‌کنی؟ ما می‌خواهیم ببر را احیا کنیم، این کجایش بد است که داری این چیزها را می‌نویسی؟!» گفتم: «بی برنامگی‌اش بد است!» 

آنهایی که از نزدیک این ببرها را می‌دیدند می‌گفتند که دامپزشکان سازمان محیط زیست هیچ یک جرأت نمی‌کردند تا برای درمان ببر اقدام کنند و حتی از وسایل دامپزشکی و داروهایی که با هزینه بسیار زیاد برای این ببرها خریداری شده بود، استفاده نمی‌کردند و به همان روش‌های سنتی و نادرست خودشان عمل می‌کردند. نر بیچاره را در زمانی که ماده تمایل به جفتگیری ندارد در قفس ببر ماده انداخته‌اند و ببر ماده آن را زخمی کرده بود. یکبار که حال خوشی نداشته به ببر نر «کورتون» تزریق کرده‌اند و سیستم دفاعی بدن حیوان به کلی به هم ریخته و حالا هم که نتوانسته در برابر بیماری تاب بیاورد و مرده است. 

حالا ببر نر را از دست داده‌ایم، بدون اینکه پروژه احیای ببر، قدم موثری را برداشته باشد. حتی پناهگاه حیات وحش میانکاله که (به ادعای رئیس سازمان) قرار بود یکماهه برای انتقال ببرها آماده شود، فرقی نکرده و از محل نگهدای ببرها هم خبری نیست. 

در تفاهم‌نامه‌ای که سازمان با روس‌ها امضا کرد آمده بود که بعد از اولین مبادله ببر، چهار ببر دیگر هم در برابر چهار پلنگ ایرانی مبادله خواهند شد. البته هنوز خبری از سری دوم ببرها نیست ولی اگر قرار باشد که ببرهای سری دوم هم به سرنوشت ببرهای سری اول دچار شوند همان بهتر که ما ببری نداشته باشیم! 

ما که هر چه در رسانه‌ها و اخبار و مصاحبه‌ها، مستقیم و غیرمستقیم درباره برنامه داشتن پروژه‌ها صحبت کردیم و البته نتیجه این شد! حالا خدا می‌داند بعد از اینکه آقایان خیالشان راحت شد که با یک ببر ماده نمی‌توانند نسل ببر مازندران احیا کنند، چه بلایی بر سر این ببر ماده زبان بسته خواهد آمد!

کاش آن روزی که ببرها را وارد کردند، کمی به ابعاد اخلاقی قضیه هم فکر کرده بودند. تا آنجا که می‌دانم، آزار و اذیت حیوانات در هیچ دین و مکتب اخلاقی مجاز نیست. در مورد احکام اسلامی که کاملا مطمئن هستم. 

ولی نمی‌دانم چرا بعضی‌ها فراموش می‌کنند چیزی که با آن سروکار دارند، موجود زنده است، تنفس می‌کند، وابسته می‌شود، درد می‌کشد و اگر بمیرد، دیگر زنده نمی‌شود. فقط نمی‌تواند به زبان ما حرف بزند. 

کاش یادشان نمی‌رفت...

نوشته شده در شنبه ۱۸ دی ،۱۳۸٩ساعت ٦:۱٤ ‎ب.ظ توسط مروارید ایازی نظرات ()


زندگی نامه ی بری هورن (فعال حقوق حیوانات)
5 نوامبر 2001 ) یک فعال حقوق حیوانات انگلیسی بود. او در دسامبر سال 1998 به خاطر اعتصاب غذای 68 – بری هورن( 17 مارچ 1952
روزه ای که برای متقاعد کردن دولت بریتانیا برای بازرسی عمومی درباره ی آزمایش بر حیوانات به آن دست زد، در سراسر جهان شناخته شد؛
کاری که حزب کارگر قبل از اینکه در سال 1997 به قدرت برسد، مدعی شده بود که به انجام خواهد رساند. هورن به عنوان یک فدایی در
طول جنبشحقوق حیوانات شناخته شده است.
کودکی
هورن در لیورپول متولد شد. پدرش یک پستچی بود. او مادرش را در کودکی از دست داد. در 15 سالگی ترک تحصیل کرد و شغل های
مختلفی را در امور نظافت و رفتگری تجربه کرد.
٢
فعالیت ها
مشکلات حیوانات نورثمپتون
هورن در سن 35 سالگی به مقوله ی حقوق حیوانات علاقه مند شد؛ زمانی که همسر دومش آیلین، او را قانع کرد تا در یک نشست درباره ی
آزادی حیوانات شرکت کند. بعد از دیدن چند فیلم مستند آزمایشبر حیوانات، او تصمیم گرفت گیاه خوار و یک مخالف شکار حیوانات شود. او
در بهار سال 1987 به عضویت گروه "کمک رسانی به حیوانات نورثمپتون" در آمد.
دولفینی به نام راکی
هورن برای نخستین بار در سال 1988 به خاطر تلاشش برای نجات راکی، دلفینی که برای 17 سال در تنهایی در استخری بتونی کوچکی
اسیر شده بود، شناخته شد. هورن و چهار فعال دیگر برنامه ریزی کردند که راکی را که حدود 300 کیلو وزن داشت، 180 متر جابجا کرده و به
دریا بیاندازند.
قبل از انجام این عملیات، هورن و دوستانش طی شب هایی، مخفیانه به دیدار راکی در استخرش می رفتند و برای شناخت بهتر او وارد
آکواریومش می شدند.
آن ها در شب عملیات، پس از آنکه با تجهیزاتشان به کناره ی استخر رسیدند، متوجه شدند که مشکلات عملیات بسیار فراتر از آن چیزی بوده
که فکر می کردند و مجبور شدند بدون راکی آنجا را ترک کنند.
یک ماشین پلیس آن ها را در راه بازگشت به ماشینشان که حامل یک برانکار بزرگ مخصوص دلفین بود، متوقف کرد. یکی از فعالان حاضر در
آن عملیات در این باره گفته: "ما هیچ توضیح قانونی ای نداشتیم." پس از 5 روز محاکمه، آنها محکوم به توطئه برای دزدیدن راکی شدند.
هورن، جیم او دانل، مل براتن و جیم باکنر هر کدام 500 پوند جریمه شدند و هورن و براتن 6 ماه مجازات تعلیقی شدند.
هورن و یارانش دوباره به تلاش خود برای نجات راکی ادامه دادند و در سال 1989 گروه "معترضین دلفین های مورکم" را تشکیل دادند و با
راهپیمایی برای دلفین ها، توزیع بروشور به توریست ها، تشکیل چند گردهمایی و مذاکره با شورای شهر برای ایجاد تغییر در قوانین حمایت از
حیوانات، به فعالیت پرداختند. با کاهش خرید بلیت نمایش های راکی، مدیریت مرینلند سرانجام با فروش دلفین به مبلغ 120000 پوند
که "Mail On Sunday" و روزنامه ی "Born Free" موافقت کرد؛ مبلغی که توسط شماری از انجمن های حامی حیوانات، از جمله بنیاد
٣
فعالیت هایی را برای آزادی دلفین های اسیر انگلستان انجام دادند، جمع آوری شد. در سال 1991 ، راکی به یک تالاب 80 جریبی واقع در
جزایر تورکس و کایکوس منتقل شد. سپس در دریا رهایش کردند. در طول روزهای آتی او با دسته ای از دلفین ها در حال شنا کردن دیده
شد.
پیتر هیوز از دانشگاه ساندرلند به تمجید از مبارزات هورن، آن را نمونه ای از چگونگی تأثیرگذاری نگرش یک حامی حیوانات بر یک تغییر
نگرش اساسی در انگلستان نسبت به دلفین ها نام برد، به طوری که مردم دلفین ها را موجوداتی دارای شخصیت ببینند که اگر توریست ها می
خواهند با آن ها در ارتباط باشند، باید در حیات وحشآن ها را تماشا کنند. در نتیجه، هیوز می نویسد که اکنون دیگر هیچ دلفینی در بریتانیا
در اسارت نیست.
حمله به هارلان اینترفاونا
هورن به همراه کیث مان و دنی آتوود جزئی از گروهک کوچکی از "جبهه ی آزادی بخش حیوانات" بودند که در 17 مارچ 1990 به هارلان
اینترفاونا، یک شرکت انگلیسی در کمبریج که حیوانات آزمایشگاهی تولید می کند حمله کردند. آن ها از طریق حفره هایی که در سقف ایجاد
کردند وارد محل نگهداری حیوانات اینترفاونا شدند و 82 توله تازی و 26 خرگوش را خارج کردند. آن ها همچنین اسنادی را که در آن
مشتریان اینترفاونا لیست شده بود، با خود بردند.
یک دامپزشک که طرفدار "جبهه ی آزادی بخشحیوانات" بود، خالکوبی ها را از روی گوش های سگ ها زدود و آن ها در سر تا سر انگلستان
به خانه های جدید خود برده شدند. در نتیجه ی مدارک یافته شده در صحنه و خانه ی یکی از فعالان، مان و آتوود محکوم به توطئه برای
سرقت شدند و به ترتیب 9 و 18 ماه مجازات شدند.
۴
1991 : دوران حبس
در سال 1991 ، هورن به جرم حمل مواد منفجره به سه سال حبس محکوم شد. افکار او در زندان جدی تر هم شد. در جون 1993 او در
خبرنامه ی حامیان زندانیان فعال حقوق حیوانات نوشت: "حیوانات همچنان می میرند و شکنجه کماکان بیشتر و بیشتر می شود. پاسخ مردم
چیست؟ مصرف برگرهای گیاهی و آبجو بیشتر و بی تفاوتی. دیگر هیچ جنبش آزادی بخش حیواناتی وجود ندارد. مدت هاست که مرده است.
تمام چیزی که باقی مانده، تعداد کمی فعال است که اهمیت می دهند و عمل می کنند...اگر عمل نکنید، یعنی این جنایات را بخشیده اید؛ اگر
نجنگید، پیروز نخواهید شد و اگر پیروز نشوید، مسئول مرگ و زجری خواهید بود که ادامه می یابد."
کار گذاشتن بمب های آتشین و دستگیری
گفته می شود هورن بعد از آزاد شدنش از زندان در سال 1994 ، به عنوان یک گروهک مخفی تک نفره شروع به فعالیت کرد. هورن مرد کم
حرفی بود و ترجیح می داد به تنهایی بیرون برود و کار خود را انجام دهد.
انفجارهای آتش زای شبانه ی زیادی به وسیله ی مواد محترقه ی خانگی در دو سال بعدی در شهرهای آکسفورد، کمبریج، یورک، هروگیت،
لندن، بریستول و همچنین نیوپورت و راید در آیل آو وایت صورت گرفت. حملات، پوتین فروشی ها، فروشگاه های هالفوردز و فروشگاه های
به عهده گرفتند، نامی که فعالانی که نمی (ARM) " محصولات چرمی را هدف قرار دادند. برخی از حملات را "مجاهدین حقوق حیوانات
را بپذیرند، ناخواسته برای خود برگزیدند. مان می نویسد که این کار (ALF) " خواستند سیاست بدون خشونت "جبهه ی آزادی بخش حیوانات
چندان سختی نبود که به این نتیجه برسید که هورن با این حملات در ارتباط بود، زیرا تعداد بسیار کمی از فعالان چنین می کردند و هورن
یکی از دو آتشه ها بود که این کار را انجام می داد. به همین دلیل پلیس به شدت او را تحت نظر گرفته بود. به گفته ی مان، هورن می دانست
که سرانجام دستگیر خواهد شد، با این حال او فعالیت های حقوق حیوانات را به مثابه یک جنگ می دید و حاضر بود یکی از تلفات باشد.
پلیس پس ازانفجارهای آیل آو وایت، خانه ی او را بازرسی کرد و از یافتن موادی در ارتباط با حملات اخیر خبر داد، اما او همچنان متهم نشد.
پلیس کماکان او را تحت نظر گرفت تا اینکه هورن در جولای 1996 به جرم کار گذاشتن دو بمب آتشین که برای انفجار در شب در فروشگاه
های مرکزی بریستول برنامه ریزی شده بود دستگیر شد.
1997 : محکومیت به 18 سال زندان
دادگاه هورن به جرم آتش زنی عمدی در 12 نوامبر 6 ،1997 هفته پس از پایان دومین اعتصاب غذای او، در دادگاه بریستول کراون آغاز شد.
او به جرم خود به تلاش برای به آتشکشیدن فروشگاه های بریستول اقرار کرد، اما هرگونه دخالت در حملات آیل آو وایت را انکار کرد. اگرچه
هیچ مدرک واضحی برای ارتباط دادن هورن به وقایع آیل آو وایت وجود نداشت، وکلای مخالف هورن با موفقیت استدلال کردند که مواد
محترقه ی استفاده شده در بریستول و آیل آو وایت به قدری شبیه به هم بوده اند که هورن را باید مسئول هردو حادثه دانست. از او 14 بار
تست هویت گرفتند، اماهیچ کدام از شاهدان او را انتخاب نکردند.
در 5 دسامبر 1997 دادگاه هورن را به 18 سال حبس - بلندترین حکم تعیین شده برای یک معترض حقوق حیوانات- محکوم کرد. به علت
شباهت بین مواد منفجره در بریستول و مواد استفاده شده در انفجارهای دیگر در آیل آو وایت، هورن متهم به عامل خسران در حدود 3
میلیون پوند در سال 1994 به علت تخریب یکی از شعبه های فروشگاه های شرکت بوتس در نیوپورت شد، زیرا این شرکت محصولاتش را بر
روی حیوانات آزمایش می کرد. او بعدها به آتش زدن فروشگاه های زنجیره ای جزیره که کت های خز می فروختند نیز متهم شد. "مجاهدین
۵
مدعی انجام وقایع آیل آو وایت شدند. رابین وب فعال دفتر مطبوعاتی آزادی بخش حیوانات می نویسد که خود به (ARM) " حقوق حیوانات
سختی از اتهام به جرم از همان حادثه گریخته است.
اعتصاب غذاها
35 روز : ژانویه ی 1997
در 6 ژانویه ی 6 ،1997 ماه پس از حبس تعلیقی به خاطر بمب گذاری ها، هورن اعلام کرد لب به غذا نخواهد زد، مگر اینکه دولت محافظه
کار جان میجر پیمانی ببندد و در طول 5 سال بعد از حمایت از آزمایش بر حیوانات کناره گیری کند. از آنجا که انتظار می رفت حزب کارگر
در انتخابات عمومی پیش رو پیروز شود، هورن اعتصابش را در 9 فبریه، پس از 35 روز پایان داد؛ زمانی که الیوت مورلی سخنگوی گروه رفاه
حیوانات حزب کارگر نوشت: "حزب کارگر متعهد به کاهش دادن و به پایان رساندن تدریجی تشریح حیوانات است."
اعتصاب غذای او عامل افزایش در فعالیت های حقوق حیوانات شد؛ از جمله آزادسازی گربه های مزرعه ی هیل گروو در آکسفوردشیر که گربه
ها را برای آزمایشگاه ها پرورش می دادند، خسارت به مرکز پرورش حیوانات هارلان و آزادسازی تازی های کانسورت کنلز، تخریب 7 کامیون
حمل گوشت ماکیان در مرغداری باکستد نورثمپتونشیر، محاصره ی بندر دوور و خسارت سنگین به یکی از شعبه های مک دانلدز در شهر، و
نجات دادن خرگوش های مزرعه ای که برای تشریح پرورش داده می شدند.
46 روز : آگوست 1997
دومین اعتصاب غذا در 11 آگوست 1997 آغاز شد. هدف هورن این بود که دولت حزب کارگر را مجاب به باطل کردن تمام مجوزهای
آزمایشات بر حیوانات در طول زمانی توافقی کند. بار دیگر، حمایت های بیشتری از این حرکت او شد. در 12 سپتامبر 1997 راهپیمایی هایی
در لندن و ساوثهمپتون انگلستان، هیگ هلند، کلیولند اوهایوی آمریکا و دانشگاه اومئا در سوئد برپا شد و تظاهر کنندگان تلاش به حمله برای
آسیب زدن به آزمایشگاه ها کردند. 400 نفر در مرکز تحقیقاتی شمراک، 300 نفر در ساختمان آزمایشگاه های ویکم و عده ای روبروی دفاتر
حزب کارگر تظاهرات کردند. فعالان در مقابل مرکز تست های حیوانی هانتینگدون در کمبریجشیر، کمپی برپا کرده و شروع به حفر تونل هایی
زیرزمینی برای خروج سریع تر حیوانات کردند. مزرعه ی خوکچه های هندی در نیوچرچ در ماه سپتامبر مورد حمله قرار گرفت و 600 خوکچه
ی هندی از آن خارج شدند.
هورن اعتصابش را در 26 سپتامبر در حالی پس از 46 روز ترک غذا پایان داد که لرد گرث ویلیامز با حامیان هورن پیمان نامه ای را به امضا در
آورد که در آن قول مذاکره ی مستقیم با دولت داده شده بود. این نخستین باری بود که یک مقام والای دولتی رسمآ حاضر شده بود با فعالان
جنبشآزادی بخشحیوانات به مذاکره بنشیند و این از نظر هورن و حامیانش، طی کردن یک گام مهم به جلو تلقی می شد.
۶
68 روز : اکتبر 1998
بلندترین اعتصاب غذای هورن در 6 اکتبر 1998 شروع شد و 68 روز بعد، در 13 دسامبر به اتمام رسید. این اعتصاب، موضوع آزمایش بر
حیوانات را به مهمترین موضوع سیاسی بریتانیا تبدیل کرد، درحالی که وضعیت وخیم او در زندان در تیترهای اصلی روزنامه های سرتاسر دنیا
عنوان شد.
این بار درخواست های هورن وسیع و خاص بود. او خواستار توقف صدور مجوز برای آزمایش بر حیوانات و عدم تمدید مجوزهای جاری،
ممنوعیتی بر تمام تشریح های جانوری برای اهداف غیر پزشکی (آرایشی و بهداشتی)، تعهدی برای متوقف کردن تمام تشریح های جانوری از
تاریخ 6 ژانویه ی 2002 ، پایان یافتن فوری تمام آزمایشات حیوانی در موسسه ی پورتون داون و بسته شدن همیشگی کمیته ی جراحی
حیوانات شد. او اعلامیه ای صادر کرد که حامیان جنبشحیوانات از آن به عنوان کلام اتحاد نام می برند:
"این جنگ برای ما، خواسته های ما و نیازهای ما نیست، که برای تمام حیوان های زجر کشیده و کشته شده در آزمایشگاه های تشریح و برای
تمام حیواناتی ست که در همان آزمایشگاه ها زجر خواهند کشید و خواهند مرد، مگر اینکه ما همین الان این تجارت شیطانی را متوقف کنیم.
روح حیوانات شکنجه شده نیازمند شدید عدالت است، فریاد آن ها برای آزادی ست. ما می توانیم این عدالت را به وجود آورده و این آزادی را
به ارمغان آوریم. حیوانات به جز ما کسی را ندارند. ما آن ها را ناامید نخواهیم کرد."
مان می نویسد که این بار اعتصاب غذا برای هورن سخت تر بود. شاید دلیلشآسیب هایی بود که از دو اعتصاب غذای قبلی دیده بود. او در روز
دهم اعتصابش به قسمتی از بیمارستان منتقل شد که گفته می شود سلول مخصوص معتصبان بود و دستشویی هم نداشت. او بعدها به خاطر
فشار اعتراض هوادارانش به سلولی معمولی برده شد. پس از از دست دادن 25 درصد چربی بدنش، در روز چهل و سوم برای او دعای پیش از
مرگش را خواندند.
دولت حزب کارگر رسمآ تسلیم خواسته های هورن نشد و اعلام کرد با هورن یا هوادارانش مذاکره ای نخواهد کرد، اما مخفیانه با آن ها به
مذاکره نشست. تونی کلارک هورن را در 12 نوامبر در زندان ملاقات کرد تا جلسه ی دیگری میان طرفداران هورن و وزارت کشور تشکیل دهد،
که در 19 نوامبر، چهل و چهارمین روز اعتصاب برگزار شد. هورن پس از جلسه، بیانیه ای داد و گفت که از موضعشکنار نمی کشد و همچنان
به اعتصابش ادامه می دهد. پس از آن، او از خواسته اش برای تشکیل یک گروه قانون گذار برای اصلاح قوانین آزمایش بر حیوانات، که حزب
کارگر وعده ی انجامش را در صورت پیروز شدن در انتخابات داده بود، صرفه نظر کرد.
در چهل و ششمین روز اعتصاب، در حالی به بیمارستان عمومی یورک منتقل شد که از کم آبی بدن پس از یک هفته استفراغ پیاپی رنج می
برد. در روز پنجاه و دوم بنا به گزارشات، او درد طاقت فرسایی داشت، به سختی می دید و در خطر رفتن به کما بود. بنا به گفته ی مان،
طرفدارانش برایش نوارهای صدای ضبط شده ی مذاکراتشان با دولت را می آوردند که او به سختی می توانست بر آن ها متمرکز شود. مان می
نویسد که هورن تصمیم گرفت به مدت سه روز شربت پرتقال و چای شیرین بنوشد تا برای چند روز از رفتن به کما جلوگیری کند و بتواند
مذاکرات را بفهمد. این باعث شد بعد ها رسانه ها از این اعتصاب به عنوان یک فریب نام ببرند.
٧
فعالیت ها در حمایت از هورن
حمایتی بین المللی از هورن از سوی فعالان انجام شد. در یورک و لندن معترضان بیرون از بیمارستان و مقابل ساختمان پارلمان، با در دست
داشتن شمع و پلاکارد و عکس های هورن شب زنده داری کردند.
در 24 نوامبر، در روز آغاز به کار پارلمان، فعالان پرچمی را به حمایت از هورن در مقابل ماشین ملکه، در حالی که به سمت ساختمان مجلس
در حرکت بود، نگه داشتند. معترضین در مقابل ساختمان آزمایشگاه های بیبرا و مزرعه ی سمورهای ویندمیلک راهپیمایی کردند. در فنلاند
400 روباه و 200 راکون از یک مزرعه ی تولید خز نجات داده شدند. یکی از انجمن های حامی تست های حیوانی مورد حمله قرار گرفت و
تظاهرات فراوانی در مقابل سفارت های انگلستان در نقاط مختلف دنیا برگزار شد.
تهدیدهای به مرگ
وقتی به نظر می رسید که هورن در شرف مرگ است، مجاهدین حقوق حیوانات به وسیله ی رابین وب، فعال دفتر مطبوعاتی آزادی بخش
حیوانات، اعلامیه ای صادر کردند و در آن چهار دانشمند را با ذکر نام و شش تن دیگر از دانشمندان را بدون آوردن نامشان، در صورت مرگ
هورن، تهدید به ترور کردند.
پلیس افراد نام برده در این لیست را به سرعت تحت محافظت خود قرار داد. از برخی از آن ها تا سال ها محافظت می شد.
بازگشت به زندان
به گفته ی کیث مان، در روز شصت و سوم یک گوش هورن، یک چشم و کبدش از کار افتادند و او به شدت درد می کشید. برای ظهر روز
شصت و ششم قراری ترتیب داده شد تا حامیانش مدارکی را که از وزارت کشور فکس شده بود و پیشنهاداتی که دولت احتمالآ عملی می نمود
را ارائه می کرد، به او نشان دهند. قرار شد اگر این پیشنهادات حتی اندکی واقعی جلوه کند، هورن به اعتصابش پایان دهد. در اوایل صبح روز
10 دسامبر 1998 (روز شصت و ششم)، بدون اطلاع قبلی به هواداران و خانواده اش، او را از بیمارستان به زندان فول ساتن بازگرداندند. وزارت
کشور اینگونه توضیح داد که چون هورن نمی پذیرفت تحت درمان قرار گیرد، دیگر نیازی به ماندنش در بیمارستان نبود. مان می نویسد که
هورن به توهم افتاده بود و دیگر به یاد نمی آورد که چرا در اعتصاب غذا به سر می برد.
٨
پایان سومین اعتصابغذا
دو نظر در مورد دلیل پایان دادن هورن به اعتصابش ذکر شده است. به گفته ی مان، هورن دو روز پس از بازگشتش به زندان، بدون هیچ
توضیحی اعتصابش را شکست و سریعآ به بیمارستان بازگردانده شد؛ اما به گفته ی رسانه ها، یکی از اعضای پارلمان کرسی ریاست کمیته ی
جراحی حیوانات را به مایکل بنر داد تا جلسه ای با یان کاوزی، رئیس گروه پارلمانی تمام حزب ها در بخش رفاه حیوانات برگزار کرده تا درباره
ی وضعیت آزمایشات بر حیوانات در بریتانیا به بحث بنشینند. این از دید هورن یک امتیاز از سوی دولت به حساب می آمد و او راضی شد در
روز 13 دسامبر 1998 به اعتصابش پایان دهد. دوستان هورن مشکوک به این هستند که در دو روزی که او از بیمارستان به زندان بازگشت،
اتفاق عجیبی رخ داده است. مان می نویسد: "ممکن است هیچ وقت مشخص نشود که چه اتفاقی در آن دو روز بازگشت هورن به زندان برایش
رخ داده است، اما تمام نزدیکانش مشکوک به این هستند که اتفاق خاصی برایش رخ داده و او دیگر خود سابقشنشد."
پاسخ رسانه های بریتانیا به پایان گرفتن اعتصاب هورن بسیار منتقدانه بود. نشریات بر سه روزی که هورن آب پرتقال و چای شیرین نوشیده
بود تمرکز کرده بودند و ادعا می کردند که این اعتصاب یک فریب کامل بوده است.
15 روز : اکتبر 2001
هورن سلامت خود را بهبود نبخشید. به نقل از مان، او دست به اعتصابات غذایی بی دلیل بی شماری در زندان زد. کار به جایی رسید که دیگر
کسی جز زندان بانان نمی دانست که آیا او چیزی می خورد یا نه. او آخرین اعتصابش را در 21 اکتبر 2001 آغاز کرد و 15 روز بعد به دلیل
نارسایی کبد از دنیا رفت. او حکمی را امضا کرد که طبق آن درمان پزشکی خود را نپذیرفته بود و روان پزشکان او را از نظر روانی سالم
تشخیص دادند که بدین معنی بود که مسئولین در این امر دخالتی نکرده اند.
واکنشهای انتقادی رسانه ها پس از مرگ او نیز ادامه یافت. کوین تولیس در گاردین نوشت:
"او در زندگیش کسی نبود. یک نظافتچی ناموفق بود که به یک بمب گذار تبدیل شد؛ اما او با مرگش به عنوان اولین فدایی موفق ترین گروه
تروریستی که بریتانیا تاکنون به خود دیده است، یعنی جنبشحقوق حیوانات، خواهد درخشید."
پیکر بری هورن در زادگاهش نورثمپتون، زیر یک درخت بلوط در قبرستانی جنگلی، پیچیده در لباس تیم فوتبال نورثمپتون تاون به خاک
سپرده شد. 700 نفر در مراسم خاکسپاری هورن شرکت کردند و تابوتش را تا شهر همراهی کردند و پرچمی در دست داشتند که بر روی آن
نوشته شده بود: "دولت حزب کارگر دروغ گفت، بری مرد."


٩
مترجم: حامد بابامرادی
ترجمه شده از ویکی پدیا
کاری از گروه ایرانیان مخالف آزمایشبر حیوانات
http://www.veganforum.ir/showthread.php?t= منبع متن : 2668

نوشته شده در دوشنبه ٢٦ مهر ،۱۳۸٩ساعت ٤:۱٩ ‎ب.ظ توسط مروارید ایازی نظرات ()

گوشت حیوانات مانند شکنجه روح فریاد میکشد و مرگ در درون تو تولید مرگ میکند
لامارتین

نوشته شده در دوشنبه ٢٦ مهر ،۱۳۸٩ساعت ٤:۱۸ ‎ب.ظ توسط مروارید ایازی نظرات ()

دانلود دو بروشور درباره آزمایش روی حیوانات

برای دانلود بروشورها روی عکسها کلیک کنید:

نوشته شده در دوشنبه ٢٦ مهر ،۱۳۸٩ساعت ٤:۱٢ ‎ب.ظ توسط مروارید ایازی نظرات ()

 

تفاوت حقوق حیوانات و رفاه حیوانات

اگر حیوانات بتوانند درد را حس کنند و عواطف عمیق را تجربه کنند معنایش چیست.اگر حیوانات درد را حس کنند و قادر به رنج کشیدن و احساس بدبختی باشند، آن وقت ما باید قادر باشیم که برای آنها موجب درد و رنج غیر لازم نشویم.در حالی که عده ای از مردم معتقدند که ایجاد درد و رنج برای حیوانات مادامی که نتیجه اش به نفع انسان ها باشد اشکالی ندارد، اما عده ای دیگر که عقیده دارند این کار نباید انجام شود حتی اگر نتیجه اش به نفع بشر باشد.

کسانی که عقیده دارند ایجاد درد و رنج برای حیوانات نادرست است و حیوانات نباید خورده شوند، در باغ وحش ها اسیر و زندانی باشند، در تحقیقات دردناک، یا هر نوع تحقیقات دیگری از آنها استفاده شود، طرفدارن حقوق حیوانات نامیده می شوند. آنها معتقدند که حیوانات دارای حقوق قانونی و اخلاقی معینی هستند که شامل حق مورد صدمه و آزار قرار داده نشدن آنها نیز می گردد.آن دسته از کسانی که عقیده دارند ما اجازه داریم برای حیوانات درد و رنج ایجاد کنیم، اما باید مراقب باشیم که برای آنها درد غیر لازم زیاده از حد ایجاد نکنیم این طور استدالال می کنند که اگر رفاه یا خوشبختی حیوانات مدنظر ماست پس این تنها کاری است که باید بکنیم.به افرادی که داری این طرز فکر هستند، طرفداران رفاه حیوانات گفته می شود.

بسیاری از مردم حامی موضعی هستند که نگرش راست ها یا مدافع حقوق حیوانات نامیده می شود.بر طبق نظر گری فرنسیویه، حقوقدان و مدافع حقوق حیوانات، گفتن این که هر حیوان دارای این «حق» است که منافعش محترم شمرده شود حتی اگر به نفع ما باشد خلاف آن عمل کنیم.افراد بشر وظیفه دارند به این حق برای حیوانات بی زبان احترام بگذارند، درست همان طور که برای کودکان و معلولین ذهنی این حق را قایلند و به آن احترام می گذارند. بنابراین، اگر این حق سگ است که به او غذا داده شود، شما وظیفه دارید مطمئن شوید که به او غذا داده شده است، همچنین وظیفه دارید کاری نکنید که در غذا دادن به او اختلال یا مانعی ایجاد گردد.

پرفسور تام ریگان، یک پرفسور فلسفه در دانشگاه ایالتی کارولینایی شمالی، غالبا «پدر مردن حقوق حیوانات» خوانده می شود.یکی از کتابهای او به نام مسئله حقوق حیوانات، که در سال 1983 به چاپ رسید، توجه زیادی را به این موضوع جلب کرد.حامیان و فعالان حقوق حیوانات بر این نکته تاکید دارند که زندگی حیوانات به خودی خود دارای ارزش و اهمیت است و نه به علت آنچه که شبیه ما هستند یا مثل ما رفتار می کنند.حیوانات «ملک» یا «چیز» نیستند بلکه موجوداتی زنده هستند که زندگی شان ارزش دلسوزی، احترام، دوستی و حمایت ما را دارد.طرفداران حقوق حیوانات دامنه حیواناتی را که ما برایشان حقوق معینی را قایل هستیم گسترش می دهند.بنابراین، حیوانات «کمتر» یا «کم ارزش تر» از بشر نیستند.آنها ملک کسی نیستند و به کسی تعلق ندارند که بشود مورد استفاده قرارشان داد و یا آنها را زیر سلطه خود درآورد.درد و مرگ حیوانات، به هر میزانی که باشد، غیر ضروری و غیر قابل قبول است.

بسیاری از مردم فکر می کنند حقوق حیوانات و رفاه حیوانات یکی است.در حالی که این طور نیست و گری فرنسیویه در کتاب باران بدون رعد:ایدئولوژی حرکت حقوق حیوانات، آن را به خوبی شرح می هد.بیشتر کسانی که از رفاه حیوانات پشتیبانی می کنند، فکر نمی کنند که حیوانات داری حقوقی هستند.بعضی از آنها حتی فکر نمی کنند که بشر هم حقوقی داشته باشد.بلکه، آنها بر این باورند که اگر چه انسان نباید حیوانات را مورد سوء استفاده و بهره کشی قرار دهد، اما تا زمانی که ما زندگی راحتی، از نظر جسمی و روحی، برای حیوان فراهم کرده ایم، معنایش این است که از او مراقبت کرده و برای رفاهش احترام قائل شده ایم.آنها نگران زندگی حیوانات هستند، اما معتقد نیستند که زندگی حیوانات به خودی خود دارای ارزش است و فقط همین که زنده هستند، زندگی شان داری اهمیت است.

طرفدارن رفاه حیوانات عقیده دارند که اگر حیوانات تا اندازه ای راحت باشند، نشانه های شادی در آنها دیده شود، کمی از لذاید زندگی تجربه کنند و از دردهای طولانی و شدید، گرسنگی، ترس و سایرموارد نا خوشایند معاف باشند(به طور فردی و تک) نشانه هایی از رشد و تولید مثل طبیعی از بدی تغذیه و سایر انواع رنج و بد بختی معاف باشند و اثری در آنها دیده نشود، آنها وضعشان خوب است.

این موضع طرفدارن رفاه در ضمن فرض را بر این می گذارد که استفاده از حیوانات برای برآورد کردن نیازهای بشر به شرط آن که موارد ایمنی معینی مراعات شود، اشکالی ندارد.آنها عقیده دارند از حیوانات در آزمایش ها و کشتن حیوانات برای مصرف انسان بر این که به نحوی انسانی انجام شود، اشکالی ندارد.این گروه با رنج دادن حیوانات از طریق ایجاد دردهای غیر ضروری در آنها مخالفند، اما گاهی در بین خود راجع به این که کدام درد ضروری است و یا این که مراقبت انسان، بالغ بر چه میزانی باید باشد، اختلاف نظر دارند.اما آنها قبول دارند که گاهی درد و مرگی که در بر دارد، قابل توجیه است.

منبع : سلانه سلانه با حیوانات آشنا شویم و از جانب آنها سخن بگوییم  / نوشته مارک بکاف / ترجمه فاطمه معتمدی

نوشته شده در دوشنبه ٢٦ مهر ،۱۳۸٩ساعت ٤:۱۱ ‎ب.ظ توسط مروارید ایازی نظرات ()

حیوانات را دوست بداریم!!!

 


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه ٦ تیر ،۱۳۸٩ساعت ٢:٤٧ ‎ب.ظ توسط مروارید ایازی نظرات ()

 در خبرها میخوانیم.. عقابی که با ورودش به یک خانه ویلائی در تهران باعث وحشت    ساکنان خانه شده بود توسط مامورین شجاع آتش نشانی صید شد ...  هر روز شاهد اینگونه مطالب در روزنامه ها هستیم.. سگ های ولگردی که باعث رعب و وحشت مردم شده بودند تیر باران شدند (متاسفانه مدت یک هفته است که یکی از این فرشته های ولگرد، سگیتعجب بسیار زیبا،  در منطقه میرداماد پیداش شده و در کوچه های مختلف  آواره است  و امروز دیدم نزدیک شرکت لای پیچک ها خوابیده  با کمک یکی از مسئولین پناهگاه وفا (آقای احمری)  سعی خواهیم کرد قبل از تیرباران شدن نجاتش بدهیم.  دیروز موفق نشدیم چون سگ خیلی میترسه و فرار میکنه از بس که از دست نامردمان کتک و سنگ و چوب خورده... ) ...باز هم در جراید میخوانیم..  مردم از دیدن سوسک و موش وحشت کردند... مردم از دیدن آهو وسط جاده برخود لرزیدند... گربه بیماری در یکی از خیابانهای تهران به چشم خورد که  باعث رعب و وحشت مردم از سرایت بیماری گردید .. زن حامله ای با دیدن بچه گربه فرار را بر قرار ترجیح داد تا خدای نا کرده سقط جنین ننمایـــد ! . این تیترها را که میخوانم شرمگین میشوم از اینکه من نیز با این آدم های از خود راضی هم نام هستم.. خجالت  ... ای آدمیزاد آیا تا به حال با خود اندیشیده ای چه احساس وحشتی به  آن عقاب یا سوسک یا گربه یا موش و سگ و گنجشک با دیدن قول بی شاخ و دمی به نام آدمیزاد دست میدهد ... آیا با دیدن هیولائی ٢٠ برابر بزرگتر از خود وحشت نمیکند  ..گویا ترسیدن را نیز  فقط حق انسان میدانی و بس ؟؟!! بگــــذریــــم ...  تو فریاد میزنی  وای سوسک ... سوسک... او فریاد میزند.. وای قول.. دیو.. ولی تو صدای او را نمیشنوی خنده

 اکثر انسانها مخصوصا" در کشورهای عقب افتاده و بی فرهنگ (از جمله ایرانیان با ادعای داشتن فرهنگ ٣٠٠٠ ساله !!)   براین باورند که  حیوانات بی شعور و احمق هستند و هوش و آگاهی که  بطور  خدادادی در انسان  به وفــور یافت میشود  در حیوانات وجود ندارد و به همین بهانه  به خود اجازه میدهند اینگونه ظالمانه با جانداران دیگر رفتار کنند.. از حیوانات خیابانی گرفته تا  دامداری صنعتی و  مزارع تولید پوست و لابراتوارها و سیرکها و باغ وحش و قربانی کردن های بیمورد و مضحک و  گریه آور....    آدمیزاد (مخصوصا" در کشوهای جهان سومبا کمال اطمینان معتقداست  که خداوند دنیا و  مخلوقات دیگر را فقط برای لذت انسانها خلق کرده و به او اجازه داده است هر بلائی دلش میخواهد و بنفع خود سر حیوانات بیاورد.... چون آنها عقل و هوش خدادادی به انسان را ندارند و  قادر به نوشتن کتاب یا تصنیف سمفونی و حل کردن معادلات ریاضی نیستند..

 حال گیریم این موضوع معیار و ملاک اعمال ظالمانه انسان با حیوان باشد...  پس تکلیفمان با انسانهای عقب افتاده ذهنی چیست؟  باید با آنها نیز مثل حیوانات رفتار کنیم چون دارای فهم و شعور کامل نیستند؟!  نظرتان در مورد جنین انسانها چیست؟  جنین که دارای هوش و ادراک نیست.. پس چرا سقط جنین از نظر مسلمان و مسیحی و کلیمی قتل محسوب میشود و کشتار میلیونها حیوان در روز هیچ ایرادی ندارد؟!     حیواناتی که همانند ما میخورند و مینوشند،‌میخوابند،‌ بازی میکنند و سرشار از شوق زندگی هستند،  درد را احساس میکنند .. وقتی زندگی بر وفق مرادشان است درچشمشان برق شادی میدرخشد  و زمانیکه  در معرض شقاوت و بیرحمی قرار میگیرند وحشت میکنند. 

 فرض کنیم ٢ انسان وجود دارند که از نظر روحی یکی در حالت نرمال و دیگری معلول و ناتوان است.  بطور قطع این ٢  انسان با هم متفاوتند... و آیا این تفاوت باعث میشود رفتار متفاوتی با آنها داشته باشیم؟  آری.. شخصی که از نظر روحی مشکل دار است را وارد مسائل قراردادی و جدی نمیکنیم ولی در عین حال از این شخص معلول برای تحقیقات داروئی و غیره استفاده نمیکنیم .. از پوست تنش کفش و لباس تهیه نمیکنیم و او را برای تماشای دیگران در قفس محبوس نمیکنیم. 

 به خاطر داشته باش ای انسان که  حیوانات و پرندگان نیز دارای مزیت ها و خصوصیت هائی هستند که  به هیچ وجه در تو یافت نمیشود.   برای مثال پرندگان  بدون نیاز به قطب نما و تجهیزات پیشرفته  قادربه برواز هزاران مایل و برگشت به نقطه اصلی لانه خود میباشند.  بعضی از  پرندگان در سال به سفری ٢۵٠٠٠ مایلی میروند و باز میگردند.

 پس احتمال دارد برعکس تصور تو ای انسان ..  مخلوقات دیگر خداوند نیز  احمق نباشند.  شاید  تو بی منطق هستی که قادر به تشخیص اعمال شگفت انگیز حیوانات که خیلی از آنها از عهده تو  بر نمیاید، نیستی .   شاید تو کودنی  که همانند بعضی پرندگان و آبزیان قادر به دور زدن کره زمین بدون تجهیزات پیشرفته نیستی و یا بدون داشتن قطب نما همانند نهنگ ها بعد از طی هزاران مایل در اقیانوس قادر به پیدا کردن مبداء‌ حرکت خود نمیباشی.

شیر سلطان جنگل برای رفتار خود نیازمند اخلاقیات و قانون نیست چون رفتارش  تابع غریزه و شعور خدادادی اوست..  هیچگاه شیریا گوشتخوار دیگر را نخواهی دید که برای تفریح دست به ورزش خونین شکاربزند ... اگر شکار میکند برای رفع گرسنگی خود و تعداد زیادی حیوان گرسنه دیگر است . اگر انتظار داشته باشیم شیر از  قانون انسانها پیروی کند مثل این است که از مرد کوری انتظار داشته باشیم روزنامه بخواند و یا مرد بدون دستی برایمان پیانو بنوازد.

 درضمن حیوانات دارای خصوصیت های مفید دیگری هستند که در تو انسان یافت نمیشود .. برای مثال :

 

حیوانات زباله تولید نمیکنند. حیوانات برای نابود کردن همنوعان خود  سلاح های اتمی درست نمیکنند.  حیوانات به بهانه هیچ دینی بنام خدای خود همدیگر را نمیکشند.  حیوانات سفید رنگ خود را برتر از حیوانات سیاه نمیدانند.  حیوانات دارای قدرت تمیز کردن خود میباشند و آب به هدر نمیدهند.   گربه من در عمرش دوش نگرفته ولی همیشه خوش بوست در مقایسه با انسانی که بعد از ٢ روز  دوش نگرفتن از کنارم گذر کرده و بوی گند بدنش حالم را بهم زده است.   حیوانات بخاطر مسائل مادی سر دیگران شیره نمیمالند.  حیوانات دروغ نمیگویند، حسادت نمیکنند و دوروئی ندارند و رفتارشان همان است که خداوند برایشان در نظر گرفته. 

 حیوانات حیات وحش اگر به هر دلیلی به منطقه ای جدید پای بگذارند.. گونه مهاجم و تخریب کننده نامیده میشوند.. در حالیکه تو ای انسان متهاجم ترین گونه بر روی سیاره زمین محسوب میشوی چون بیشتر از ترکیب تمام گونه های دیگر جانوری به نقاط مختلف سیاره هجوم آورده و صدمات زیادی وارد کرده ای.  جنگل ها را از بین بردی... دریاچه ها را خشک کردی.. صخره ها را منفجر کردی.. و.....

 

 

 فکر میکنم اگر حیوانات مثل ما دینی داشتند بطور حتم شیطان را به شکل انسان به نمایش در میاوردند...

پی نوشت :

جریان مشابهی قبلا"‌ از دیگران شنیده بودم ولی باور کردنش کمی سخت بود تا اینکه این اتفاق برای یکی از آشنایانم که خانمی گیاه خواراست و ١٠٠%‌ بهش اطمینان دارم پیش آمد.    چند روز قبل این خانم با شوهرش در منطقه چیذر تهران با ماشین حمل مواد (مثل ماشین های مخصوص حمل مرغ و گوشت) تصادف میکنند.  راننده ماشین بزرگ که مقصر بوده به دوست ما میگوید یک میلیون تومان بشما میدهم ولی به پلیس اطلاع ندهید.  اگر مبلغ خسارت کمتر از این شد بعد با من تماس بگیرید تا پس بگیرم و اگر هم بیشتر شد به شما پرداخت خواهم کرد.  دوست من و شوهرش به موضوع مشکوک میشوند چون ظاهر راننده اینقدر ثروتمند بنظر نمیرسید که یک میلیون تومان به آنها بدهد (خسارت ماشین هم خیلی کمتر از این بوده). زنگ میزنند پلیس راهنمائی رانندگی میاید و خلاصه مشکوک میشود از راننده میخواهند درب پشت را باز کند که راننده میگوید شما مجوز بازرسی ماشین من را ندارید اینها هم زنگ میزنند پلیس ١١٠ با مجور میاید .. خلاصه ماشین را باز میکنند و با جسد پوست کنده حدود ١٠٠٠ گربه بدبخت مواجه میشوند.   دوست ما از حال میرود و راهی اورژانس بیمارستان میشود.  مامور ١١٠ هم با دیدن منظره لگد محکمی به وسط پای راننده میزند و تا آنجائی که دوست من و شوهرش میفهمند راننده اعتراف میکند که گربه ها را برای تهیه همبرگر به محلی میبرند.  بیخود نیست گربه های محله های مختلف ناغافل غیبشان میزند.

 

  مطلبی بسیار خوب از وب لاگ دوست نو جوان من

http://www.farbodpets.blogfa.com/89034.aspx

نوشته شده در یکشنبه ٦ تیر ،۱۳۸٩ساعت ٢:٤٥ ‎ب.ظ توسط مروارید ایازی نظرات ()

 بیا با هم گشتی بزنیم ببینیم دنیا دست کیه؟!  آیا میشه دنیای بهتری ساخت!!!

 

ما خرس ها باید در جایگاه خودمان در طبیعت زندگی کنیم و نباید ما را در قفس باغ وحش زندانی کنید و یا در سیرک برقص و دوچرخه سواری وادار کنید و یا از کیسه صفرای ما برای مصرف داروئی خودتون استفاده کنید

 

خیلی اعصابم خورده از شنیدن و دیدن زجر و شکنجه هائی که انسانهای بد قلب به همنوعان من روا میدارند.. بچه هامون را  هنوز ۲ روز از زایمان نگذشته میدزدند بعد هم گوشتش را میخورند.. پستانهای منو وصل میکنند به دستگاه و شیرم را میدوشند تا بنوشند ... وقتی هم که دیگه شیری برام باقی نمونده  بعنوان کباب و  گوشت خورشتی ازم استفاده میکنند. بابا بگذارید در چراگاه خودمان بسر ببریم و زندگی کنیم

تو دنیا چیزی به اسم گوسفند و گاو خندان و خوشبخت وجود نداره که شماها تبلیغ میکنید و عکس این خوشی ما را روی در و دیوار و مغازه کله پاچه فروشی  و شیشه شیر میاندازید.. مگه میشه جانداری از زجر و شکنجه خوش به حالش بشه ؟! بچه های ما را کباب میکنید به اسم بره تو دلی میگذارید وسط میز عروسی.. گریه دار نیست .. تازه کلاه هم سرمان میگذارید آن وسط و گاهی گردبنبد هم برامون آویزان میکنید..

 

 

من تمام روز برای همنوعانم سوگواری میکنم.. آی آدما حالا چی میشه گوشت ما را نخورید و از پوستمان کیف و کفش درست نکید....

 

چرا همنوعان منو میبرید تو آزمایشگاهها به اسم تحقیقات تکه تکه میکنید؟   جرا لوازم آرایشی را روی چشم و توی حلق خرگوشها میریزید تا خودتون را خوشگل کنید ؟! 

   

عشق و رحم و شفقتی که به مخلوقات کوچکتر خدا نشان میدهید نمایانگر طرز فکر و رفتار شما با کل آفرینش است .. تفریح بچه های شما شده دنبال ما دویدن و له کردن ما کف دست !!!

 

    

 

و اما.. ما گربه ها.. 

 

       

آی آدمها.... با ما مهربانتر باشید ما را هم همان خدای شما آفریده..

             

چی میشه یکی از ما را ببرید با خودتون نگهداری کنید.... نمیبینید چقدر سختی میکشیم تو کوچه و خیابانهای  این شهر شلوغ....

نگهداری از ما اینقدر باحاله که نگو... سرتون هم گرم میشه... تازه گربه ها باعث آرامش اعصاب هستند و استرس را کم میکنند.. میگی نه؟  از محققین بپرس ...

برعکس باور شما ما اینقدر حیوانات تمیزی هستیم که نگو... مطمئن باشید هیچ مرضی هم از مانمیگیرید.... جای توالت کردنمون هم که زودی یاد میگیریم....

اگر هم ۲ تا بچه گربه باشیم که کلی براتون بازی میکنیم و سرتون گرم میشه.

 نترسین توکسوپلاسموز هم نمیگیرید.. این دیگه چیه افتاده تودهنتون ؟؟!! نازا هم نمیشین (به حق چیزهای نشنیده)

درضمن.. دست از سر بچه های ما بردارید .. چرا از ما جداشون میکنید میبرید یک محله دور میاندازید... خوشتون میاد با بچه های خودتون اینکار را بکنند. آخه خدا را خوش میاد.. مگه جای شما را تنگ کردیم..

 

 دراین روز و روزگار مگه میشه اینجوری برای خودم قدم بزنم.... فوری منو میگیرن میپزند و میخورند....

 

خوش بحال اون گاوهائی که دست کم قبل از خورده شدن تو فضای آزاد چرا میکنند و مثل ما تو جعبه چوبی اسیر نیستند


دیگه باید خوابش رو ببینیم که عاشق بشیم و همنوع خودمون رو در آغوش بگیریم

 

به ما میگن (بهترین دوست انسان)

خداوند ما را هم مثل خودتون خلق کرده تا زندگی کنیم و از آن لذت ببریم.. نه اینکه در دست شماها اسیر بشیم... برده که نیستیم...

 

       

اجازه ندید ما رو با بهانه نجس بودن و بیماریزا بودن و.... با  تفنگ بکشند..  چی میشه هرکدومتون یکی از ما سگهای ولگرد را ببرید نگهداری کنید.. تازه نگهبانی خانه تان را هم بعهده میگیریم

 


ما دلفین ها باید تو محل زندگی خودمان (اقیانوس) آزاد باشیم... ما را میاندازید تو آکواریوم که چی بشه؟؟؟؟

ما سمبل صلح هستیم.. چرا اجازه میدید شکارچی ها برای تفریح ما را با تفنگ نشانه گیری کنند ؟ چرا ما رو رنگ میزنید و بین بازی فوتبال به در و دیوار میکوبید

   

 ازخودتون حرف در میارید... ماهی ها درد را احساس نمیکنند.. کی گفته؟   مطمئن باشید ما هم عین شما درد را احساس میکنیم... ماهیگیری کنار سد کرج هم شد تفریح و ورزش ؟!! 

خیلی از دست این آدم ۲پا ها اعصابم خورده....اینا دیگه کی بودن این خدا خلقشون کرد؟؟؟!  مارا میاندازند تو ففس های تنگ باغ وحش و مواد مخدر هم به خوردمان میدن تا کله پاشیم و ٢پاها ازمون عکس یباندازند

چرا اینقدر بلا سر ما میارین تو آزمایشگاهها... اونم فقط بخاطر اینکه یه شباهت هایی به شماها داریم... ای بابا بگذارید زندگیمان را بکنیم...

 

 

شکر خدا به من یکی زیاد کاری ندارند... آخه فکر میکنند من بد یمن هستم... چه خنده دار... خودشون از همه موجودات شوم ترند 

 

 

آهای آدمها.. اگر میخواهید دنیای بهتری داشته باشید.. با دیگر مخلوقات خدا هم مهربان باشید و ظلم و ستم خود را کم کنید.... 

نوشته شده در یکشنبه ٦ تیر ،۱۳۸٩ساعت ٢:٤٢ ‎ب.ظ توسط مروارید ایازی نظرات ()

قالب جدید وبلاگ پيجك دات نت